غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
107
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
آسمان رو . در اين حال يكى از اسقفان برخاست و نامهاى به او داد حاكى از سعايت از بعضى اسقفان ديگر . چون قيصر نامه را خواند فرمان داد آن را در آتش بسوزانند و گفت : اگر در يكى از كاهنان خطايى ببينم آن را با شنل ارغوانىام مىپوشانم . كنستانتينوس و كنستانس و كنستانتيوس پسران قيصر قاهر ، سى و پنج سال پادشاهى كردند . كنستانتينوس به نيكوميديه رفت و پيكر پدر را برگرفت و حنوط كرد و در صندوقى زرين نهاد و به قسطنطنيه آورد و در معبد سليحين نهاد . در اين سال شاپور پادشاه ايران راهى نصيبين شد ، و اين پس از شنيدن خبر مرگ قسطنطين قاهر بود . شاپور شهر را سى روز محاصره كرد و بىهيچ نتيجهاى ، نوميد به كشور خود بازگشت . شكست شاپور در اثر دعاى مار افريم قديس بود . خداى تعالى دعاى او را مستجاب كرد و بر سپاه ايران پشگاه فرستاد . پشهها بر فيلها و اسبانشان حمله آوردند و آنها را به گريز واداشتند . شاپور نيز در عوض مسيحيانى را كه در قلمرو ملكش مىزيستند به شدت سركوب كرد . و هم در اين سال مار يعقوب ، اسقف نصيبين ، بمرد و بابويه به جاى او قرار گرفت . در اين زمان حكيمى پارسى ظهور كرد كه در تشييد مبانى كيش مسيحيت و ردّ و نقض آيين مجوس كتابهاى بسيار نوشت . در سال ششم پادشاهى اينان ، در انطاكيه زلزلههاى پى در پى آمد چنان كه يك سال تمام زمين لرزيد بدون آنكه از آن فساد و خرابى حاصل شود . كنستانتينوس ، برادر بزرگ ، كه فرمانرواى قسطنطنيه بود در جنگى كه ميان او و برادر كوچكش ، فرمانرواى رم ، در گرفت به قتل رسيد . دو پسر به نامهاى گالوس و يوليانوس بر جاى گذاشت . كنستانس كه برادر ميانين بود و در مصر و شام حكومت مىكرد گالوس را به جاى پدر پادشاهى قسطنطنيه داد . اين پسر عليه عمش كه او را چنين مقامى داده بود عصيان كرد . كنستانس به جنگ برادرزادهء خود رفت . او را بكشت و برادرش يوليانوس را جانشين او كرد . پس از اندكى كنستانس فرمانرواى رم بمرد ، كنستانتيوس فرمانرواى مصر و شام نيز بمرد و يوليانوس پادشاه سراسر آن ممالك شد .